ارتباط زباله و تغيير فرهنگ روستا

تا حدود چند سال قبل در هيچ روستايي زباله و جمع آوري زباله ديده نمي شد و هر آنچه زائد بود به روشهايي مثل تغذيه دام و طيور و تجزيه پذيري در مكان، امكان پذير بود و آثاري از زباله در طبيعت ديده نمي شد چرا كه زباله هاي طبيعي در طبيعت جذب مي شد. اما تكنولو‍ژي جديد زباله هايي را توليد نمود كه توانايي تجزيه ندارند و به نوعي به روشهاي طبيعي تجزيه پذير نبوده و حتي براي طبيعت مضر مي باشند و بشر با زباله هاي ناشي از تكنولوژي با تكنولوژي در پي از بين بردن يا باز يافت ان برآمد.
اما در جامعه امروز در بحث زباله يك نوع فرهنگ و يك نوع بي فرهنگي نمود پيدا كرده است. به طوري كه جوامع شهري افراد به خاطر محدوده شهري توانايي دفع زباله را ندارند و از طرفي شهرداري وخدمات آن اقدام به دفع زباله مي نمايند و تنها بعد فرهنگي كه بيشتر قابل رويت  است بحث تفكيك زباله است كه هنوز در كشور ما به آن درجه نرسيده اند .و اما در جوامع روستايي كه محيط زمينه مساعدي براي تجزيه بعضي از زباله ها  را امكان پذير ساخته است و تنها زباله هاي ناشي از تكنولوژي است كه با روشهاي جديد قابل حل مي باشد. اما در روستاهاي امروز با وجود دهياريها و جمع آوري زباله يك معضل جديدي را در اين راستا پديد اورده است كه همخواني با محيط سكونت آنان ندارد بدين معني كه با ترويج مسئولين ذي ربط به استقرار سطل زباله در سطح روستا اين نگرش را در افراد روستا با فرهنگ و سنت روستايي ايجاد نمود كه كليه زباله ها بايد در سطل زباله ريخته شود در صورتي كه يك روستايي فقط زباله ناشي از تكنولوژي را در زندگي اش دارد و با بازيافت ان حتي مي توان گفت كه هيچ زباله اي ندارد و هرچه را كه تجزيه پذير است را در محيط خانه باغ يا محيط روستا دفع مي نمايد و اين خودش براي آن طبيعت مفيد است. در كل مي توان نتيجه گرفت كه استقرار سطل اشغال و جمع آوري زباله از سطح روستا ايجاد كننده تغيير نگرش و فرهنگ روستايي و ايجاد هزينه هاي زياد براي مديريت روستا هست و كه مي توان گفت ناخواسته دهياريها و مسئولين امور روستايي بدون نگاه جامعه شناختي و با اين نگرش كه در پي تعالي روستا هستند ايجاد گننده فرهنگ نادرست و هزينه هاي زياد در روستا هستند و به طوري كه تغيير نگرش و رويكرد مردم بدون هيچ گونه نشانه اي براي آنها پديدار مي گردد.

سفيران باد

الان حدود يكسالي هست كه افرادي به عنوان نامزد انتخاباتي در سطح شهرستان ها در حال فعاليت انتخاباتي هستند. در هر مراسم مذهبي و يا جشنها و مسابقات ورزشي حتي مراسم عروسي و ترحيم حضور دارند و چنان از خود گذشتگي و فروتني دارند كه انسان مجذوب و شيفته آنها مي شود. يكي از آن طرف دنيا پا مي شود و همه وظايف خودش را رها مي كند و در پي گشت زني و سخنراني  و برگزاري جلسات انتخاباتي و مباحث مربوط به آن است در حالي كه عنوان مي كنند كه مردم خودشان كسي را كه مي پسندند و خودشان هزينه انتخاباتي را فراهم كنند و با ميلياردرها ارتباط برقرار مي كند و اسپانسر براي خودش، براي گرفتن سكوي نمايندگي و منصب پر افتخار مجلس ، دست به هر كاري مي زنند و دريغ از اينكه شايد بداند و شايد نداند كه مردم پول مفت به كسي  نمي دهند و در آينده بايد جبران آن كنند. و ديگري از تهران بلند مي شود و در همه جا ظاهر مي شود و حتي كارهاي خداپسندانه انجام مي دهد و پيامك هاي تبريك و تسليت ارسال مي كند و ديگري با ميلياردها پول در پي خريد مردم است.
وقتي كه آدم به اين حركات و كارهاي اين افراد نگاه مي كند مي بيند كه وقتي به باد صبحگاهي هم اطلاع بدهد اين افراد ظاهر مي شوند و چنان ابراز محبت مي كند كه انسان متحير مي شود و بعد از راي گرفتن و يدك كشيدن عنوان نماينده مردم مثل جن ناپديد مي گردند و هر وقت خواستيد به آنها حتي نگاه بندازيد مي بينيد كه وقت ندارند. آدمهايي كه از اين مردم راي گرفتن و همه شخصيت و شوكت آنها از مردم است و بايد كار مردم را انجام بدهند و خدمتگزار مردم باشند مي شوند ارباب مردم و مردم در جايگاه رعيت . چطور خود مردم براي خودشان ارباب درست مي كند درست همان حرف فئورباخ كه مي گفت مردم خودشان خدا را مي سازند و ازش مي ترسند و پرستشش مي كنند و فراموش مي كنند كه خودشان خدا را ساختند و حالا مردم خودشان يكي را نماينده مي كنند و به آن قدرت و جايگاه مي دهند و خودشان ازش پيروي مي كنند.