سفيران باد
الان حدود يكسالي هست كه افرادي به عنوان نامزد انتخاباتي در سطح شهرستان ها در حال فعاليت انتخاباتي هستند. در هر مراسم مذهبي و يا جشنها و مسابقات ورزشي حتي مراسم عروسي و ترحيم حضور دارند و چنان از خود گذشتگي و فروتني دارند كه انسان مجذوب و شيفته آنها مي شود. يكي از آن طرف دنيا پا مي شود و همه وظايف خودش را رها مي كند و در پي گشت زني و سخنراني و برگزاري جلسات انتخاباتي و مباحث مربوط به آن است در حالي كه عنوان مي كنند كه مردم خودشان كسي را كه مي پسندند و خودشان هزينه انتخاباتي را فراهم كنند و با ميلياردرها ارتباط برقرار مي كند و اسپانسر براي خودش، براي گرفتن سكوي نمايندگي و منصب پر افتخار مجلس ، دست به هر كاري مي زنند و دريغ از اينكه شايد بداند و شايد نداند كه مردم پول مفت به كسي نمي دهند و در آينده بايد جبران آن كنند. و ديگري از تهران بلند مي شود و در همه جا ظاهر مي شود و حتي كارهاي خداپسندانه انجام مي دهد و پيامك هاي تبريك و تسليت ارسال مي كند و ديگري با ميلياردها پول در پي خريد مردم است.
وقتي كه آدم به اين حركات و كارهاي اين افراد نگاه مي كند مي بيند كه وقتي به باد صبحگاهي هم اطلاع بدهد اين افراد ظاهر مي شوند و چنان ابراز محبت مي كند كه انسان متحير مي شود و بعد از راي گرفتن و يدك كشيدن عنوان نماينده مردم مثل جن ناپديد مي گردند و هر وقت خواستيد به آنها حتي نگاه بندازيد مي بينيد كه وقت ندارند. آدمهايي كه از اين مردم راي گرفتن و همه شخصيت و شوكت آنها از مردم است و بايد كار مردم را انجام بدهند و خدمتگزار مردم باشند مي شوند ارباب مردم و مردم در جايگاه رعيت . چطور خود مردم براي خودشان ارباب درست مي كند درست همان حرف فئورباخ كه مي گفت مردم خودشان خدا را مي سازند و ازش مي ترسند و پرستشش مي كنند و فراموش مي كنند كه خودشان خدا را ساختند و حالا مردم خودشان يكي را نماينده مي كنند و به آن قدرت و جايگاه مي دهند و خودشان ازش پيروي مي كنند.