حجاب می شو د یا نمی شود
نمی دونم درباره حجاب با خودتان یا با دیگران بحث کرده اید یا نه . اصلاً آدم باید با خودش خلوت کند و بپرسد حجاب فقط برای چه قسمتی از بدن لازم است . اصلاً می شود بی حجاب بود؟ چرا حجاب در ایران برای خانمها مهمتر از آقایان است؟
می خواهم کمی راحت تر بنویسم.
چند وقت پیش یکی از دوستان نزدیک یک شیطنتی کرده بود ایشان یک ایمیل برای من فرستاد من وقتی که آن را باز کردم و چون با سرعت بالا از اینترنت استفاده می کنم تصاویر با سرعت روی صفحه نمایش ظاهر شد و من جا خوردم تمام تصاویر سکس بود سریع جواب ایمیل را با عصبانیت و کلمات رکیک و توهین آمیز برای دوستم فرستادم و از شوخی بی جا او شاکی شدم اما فردای آن روز سه و چهار تای دیگه هم فرستاد این بار پاسخی ندادم اما تصاویر سکس با قصد و منظور خاصی کنار هم چیده شده بود و بیانگر مطلب خاصی بود چون تصاویر عمل سکس دو نفربود اما در تصویر افراد مختلفی بودند و در کشور های مختلف و مکانهای مختلف مثل کنار دریا، خیابان و پارک و.... بود از این عکسها می شد فهمید که این تصاویر نشانگر فرهنگ و رفتارهای خاصی و متفاوت با دیگر کشورهاست چون در این تصاویر افراد زیادی بودند اما نه نگاه می کردند و نه اعتنایی به آنها می کردند و نشان می داد که این عمل مثل همه رفتار های انسانها در بین آحاد مردم است و چیز مهمی و ممنوعی نیست و هیچ منعی ندارد و هرکس حق دارد که این عمل را در هر جا انجام دهد ابدا باورم نمی شد که همچین چیزی در دنیای غرب وجود دارد و این قدر این عمل برای آنها راحت و بدون عکس العمل است . واقعا اومانیسم می گوید فقط مزاحم همدیگر نشوید این است؟
قصدم از بیان این مطلب این بود که حجاب تعریف دارد چون به قول دورکیم هرآنچه که جمع بخواهد و نخواهد می تواند آنرا مقدس و نا مقدس بداند و به آن حرمت دهد یا ممنوع کند . جمع کشور ماهم براساس دین ما آن را ممنوع کرده است اما در دنیای خارج دنیایی که خدا را کنار گذاشته اند و انسان همه عالم هستی را تشکیل می دهد حرمتها فرق می کنند.
این روز ها در کشور ما مثل سالهای گذشته با بد حجابی برخورد می کنند برای من جای سوال وجود دارد این مسئولین در چه زمینه ای تخصص دارند اصلاً کسی که جامعه را نمی شناسد و مطالعه ای ندارد می تواند در جامعه دستی دراز کند .
بنظر من مسئولین جامعه ما در مساله یابی دچار مشکل شده اند چرا که در جامعه ما بحث روی حجاب نیست حجاب یکی از ابعاد و ابزارهای سنجش دینداری هست اما مسئولین این را در نظر نمی گیرند که کسی که دیندار باشد بر اساس دینداری خود بسمت حجاب هم می رود و جامعه هم مشکل بی حجابی ندارد
فهم مسائل جامعه شناسی و برخورد با بی هنجاری نیاز به مسئله یابی دارد اگر این مسئولین خوب مسئله یابی کنند حجاب مسئله جامعه نمی شود و کلید مشکل جامعه ما در بحث دین هست و باید بیایند و بیندیشند که چطور مردم دیندار شوند وچه چیزهایی با عث جدایی مردم از اندیشه دینی می شود و ببیند حتی در دینداران و بی دینان چه وجه مشترکی وجود دارد ؟
به نظر من باید به بحث اخلاق مخصوصا اخلاق عمومی که امروزه به شکل مدنی و قانون در آمده و مورد پذیرش همه کشورها و هر انسانی است بپردازند نه اینکه همچنان در جهل و جدا از دنیای مدرن و با تعصب و غرض و بدون علم به جامعه نگاه کنند.
مثلا ما بپذیریم که واقعا مسئولین دانش و بصیرت دارند و به این مسئله رسیدند و حجاب را مشکل جامعه امروز تلقی کردند . یک سوال آیا حجاب دین است ؟ کسی که حجاب دارد دین دار است؟
من فکر می کنم که خیلی از روسپی های این کشور باحجاب هستند و حجاب را وسیله و ایمن خود در مقابل مامورین قانون قرار دادند اما همین فشار های فیزیکی هم تغییرات رفتاری را در جامعه ایجاد می کند مثلا افرادی که در کوچه و خیابان صرفا با هم قدم می زنند و با هم آشنا می شوند با فشار های پلیس از محیط عمومی خارج می شوند و رو به سمت محیط های خلوت می آورند و انچه نباید بشود در محیط های خلوت می شود و این یک نوع تغییر رفتار و انجام تخلف بزرگتر و پنهانی می شود و حتی از دید قانون مخفی است و ایجاد کنند خرده فرهنگ مخربی برای جامعه می شود.
تمام این مطالب رابیان کردم که بگویم حجاب در دین اسلام یک معرفت و شناخت است و صرفا یک رفتار اجباری و یک سبک زندگی نیست هر کس باید بداند که انسان چه غرایزی دارد و و چه نیازهایی دارد غرایز جنسی انسانها خیلی کوچکتر و قابل کنترل تر از نیاز روحی انسان است آنچه برای انسان مهم است غذای روح اوست چرا که انسان روح خود را از طریق نیازهای جسمی مثل نیاز جنسی به ارضاء می رساند زن و مرد بخش مکمل روح همدیگر اند و صرفا با روابط جنسی به ارضاء نمی رسند و در پی ارضاء اصل خود یعنی روح خودشان هستند و از این امر لذت می برند حتی خواهان تنوع در این امر می باشد و این هم مربوط به غریزه جنسی نیست بلکه نیازهای روحی آنها به ارضاء مطلوب نمی رسد و اگر صرفا نیاز جسمی بود یک شریک هم بستر کافی بود.
و یکی از راه های کنترل روابطهای جنسی در جامعه حجاب است و با عث کنترل نیازهای روحی انسانها می گردد و انسان را از هوسهای روحی رها می کند
و این امر ممکن نمی گردد مگر با دینداری افراد . چرا که دین ، نیازهای روحی انسان را به مسیر دیگری که راه بسوی خدا دارد می کشاند و اثبات این ادعایم کم بودن روابط جنسی افراد مذهبی نسبت به افراد غیر مذهبی است.
پس می شود نتیجه گرفت که مسئولین جامعه باید برای اجرای حجاب در جامعه باید به فکر دیندار کردن مردم باشند چرا که جهان در حال پیشرفت است و باید با نیازهای مردم دین را به شکل امروزی و با اندیشه نو و مردم پسند ارائه نمایند تا با مشکلات اساسی در جامعه روبرو نشوند