به نظر من ازدواج مواجه طبیعت انسان با جامعه انسانی است .انسان در بین دو نیرو قرار می گیرد که از هر دو سو بر او فشار می آورد یا بقول دورکیم ازدواج یک پدیده اجتماعی است و یک پدیده اجتماعی اول عارضی و بیرونی است و علت آن هم پدیده اجتماعی دیگر است و انسان چون در بدو تولد این پدید را نداشته و از جامعه کسب کرده است و علت آن می تواند پدید طبیعی ( غرایز جنسی و تولید نسل ) و فشار اجتماعی ( عرف جامعه) باشد.

این مواجه طبیعت و جامعه انسانی ، انسان را وادار به ازدواج می کند و از آنجایی که انسان به قول انسان شناسان در بدو خلقت مانند حیوانات زندگی می کرد و همانند آنها تولید نسل می نمود  و با فرا رسیدن عصر کشاورزی انسان با نیازهایی مواجه شد که انسان را مجبور به یکجانشینی و ازدواج نمود و این اولین مواجه طبیعت انسان با محیط اجتماعی انسان بود و  بر مبنای نیازهایش ، سبکهای مختلف ازدواج و انواع مختلف خانواده را تا به امروز بر مبنای نیازهای بشری ساخت واین تنوع در مواجه با طبیعت و جامعه انسان بر حسب زمان و مکان متفاوت است.

حال در جامعه امروز همین مواجه شکل متفاوتی به خود گرفته است و اولین نهاد اجتماعی که همان نهاد خانواد است از اول پیدایش آن با تقسیم کار جنسی و با کارکردای مختلف بر حسب زمان و مکان ، مهمترین بخش اجتماعی انسان را می ساخت و حال که دنیای مدرن روز بروز و با سرعت فوق العاده این نهاد کوچک را به زوال کشاند و کارکردهای مهم را از انسان مدرن گرفت. چرا که مواجه طبیعت با جامعه انسانی تغییر شکل پیدا کرد.

و انسانی که درحال شکارو گردآوری و کشاورزی بود به انسانهای یقه سفید و آبی و ...  تبدیل شد و این انسان متفاوت خواستار خانواده متفاوت با کارکردهای اندک شد و خانواده مهمترین کارکردهای خود را که از جمله آموزش و پرورش است را به نهاد های دیگر سپرد . حتی دردنیای مدرن غرب انسان مدرن با تقسیم کار پیشرفته ، مواجه طبیعت را تغییر شکل داد حتی غرایز جنسی را در خارج از نهاد خانواد جستجو می کند و دیگر نیازی به خانواده در او دیده نمی شود و ازدواج دروازه ورود به خانواده هم در حال فروپاشی است.

حال در جامعه امروز ایران این پدیده اجتماعی و سیر نگرش ازدواج در جوانان چطور در حال تغییراست؟

اگربه سالهای گذشته نگاهی داشته باشیم ازدواج در هر شهر و آبادی به شکل متفاوت با آداب و رسم خاصی بود چون بقول بوردیو میدان و عادت واره مختلفی وجود داشت وباعث تمایز بین افراد می شد درسالهای نه چندان دور درهمین مازندران اگر دختری و یا پسری دانشگاه میرفت نگرش سنتی مردم بخصوص مذهبیهای سنتی  نسبت به او کمی خصمانه بود بخصوص در مورد دختران و ازدواج هم در همان سطح صورت می گرفت و حتی افراد تحصیل کرده بخصوص دختران هیچ تمایلی به ازدواج با افراد پایین تر از تحصیلات خود نداشتند و ازدواج هم بر حسب طبقات و تحرک افقی صورت می گرفت.

اگرکمی نگاه دقیقتری به جنسیت راه یافتگان به دانشگاهها ازسال1377 به بعد داشته باشیم سطح تحصیلات جامعه برحسب جنسیت تغییرشکل پیدا کرد یعنی افزایش سطح تحصیلات زنان نسبت به مردان ، این پدیده نو ظهور درکشور ما دارای پیامدهای منفی و مثبت فراوانی است از جمله افزایش سن ازدواج ، افزایش فساد ، افزایش آگاهی خانواده ها ، پایین آمدن نرخ ازوداج ، افزایش شاغلین زن و  ازهمه مهم تر تغییر عرف همسر گزینی در سطح جامعه و.... و شاید چشم انداز روشنی برای کشور مثلاً مدرن شدن سبک زندگی آحاد مردم .

اما هر پیوندی ، گسستنی هم دارد و طلاق در جامعه سنتی بسیار کمتر از جوامع مدرن است چرا که نگرشهای درخصوص این امر وجود داشت . به عنوان مثال یک زن با پیراهن سفید (لباس عروس) وارد خانه شوهر می شود و با پیراهن سفید (کفن) خارج می شود.

اما در جامعه مدرن این نگرشهای سنتی دیگر جایگاه ندارد و به قول ماکس وبر جهان در حال اسطوره زدایی و به سوی عقلانیت است و ازدواج هم جنبه عقلانی به خود گرفته است و یا بقول نظریه پردازان مبادله انسان با ازدواج و یا طلاق چیزی بدست می آورد یا از دست می دهد و برحسب سود و زیان خود دست به عمل می زند.

حال باتوجه به مسائل بیان شده ، جوامع درحال توسعه از جمله ایران که با افزایش نرخ رشد جمعیت مواجه هستند و مرگ و میر  نسبت به گذشته کاهش یافته است و جمعیت روزبه روزجوان ترمی شود و بر طبیعت انسانی و جامعه انسانی تاثیر بسزایی دارد و یا در دنیای گذشته بیمارها و جنگ ها بر روی جمعیت تاثیر داشتند بخصوص جنگها که روی نرج جنسیتی جمعیت تاثیر گذار بود ویا در دنیای مدرن امروز با ورود صنایع جدید بخصوص اتومبیل و معضلات استفاده از آن مثل تصادفت رانندگی هم بر نرخ جنسیتی جمعیت تاثر گذار بوده اند و چون از گذشته تا به امروز عمر مردان نسبت به زنان در مواجه با طبیعت و جنگها و .... کوتاه تر از زنان بود همیشه با تغییرات جنسیتی بشر رو برو بود و این باعث تغییرات طبیعت و جامعه بشری می شد و این تغییر روی ازدواج و نهاد خانواده تاثیر گذار بود.

و در گذشته سنتها خانواده هایی را برای متعادل ساختن مواجه طبیعت انسان و جامعه انسان  ساختند که این ازدواجهای مختلف و اشکال مختلف خانواده بر اثراین مواجه بوده و در دنیای مدرن همچنان هم ادامه دارد .

حال با بیان این مطالب بیان شده یعنی افزایش تحصیلات زنان ، افزایش نرخ طلاق و افزایش مرگ و میر مردان نسبت به زنان در جامعه امروز ایران چه مواجه ای بین طبیعت انسان و جامعه انسانی بوجود خواهد آمد؟

بنظر می آیدکه بعضی از تمایلات ازدواج دربین مردان و زنان مثل همسان بودن سطح تحصیلات دیگر دیده نشود و تا حدودی در سطح جامعه محو گردد.

همچنیین بنظرمی آید که با توجه به نرخ بالای طلاق و مرگ و میر بیشترمردان نسبت به زنان در جامعه امروز ایران یک تغییر بنیادین در پبشینه همسر گزینی به وجود آید یعنی سنتها و باورهایی که در مقابل بیوه گان وطلاق یافتگان بخصوص در جامعه سنتی و مذهبی ایران مخصوصا برای زنان قد علم کرده بود فرو پاشد و افراد دیگر به گذشته همسر خود نگاهی نداشته باشند و آن را امر طبیعی بدانند و پذیرش راحت تری نسبت به گذشته داشته باشند.

این تغییرات که در هر فرهنگ جامعه صورت می گیرد درجامعه ایران کمی دیر تر از جوامعه مدرن در حال شکل گیری می باشد و این مواجه طبیعت انسان و جامعه انسان متاثر از تحصیلات و نرخ جنسیتی است.